نظر علي الطالقاني

43

كاشف الأسرار ( فارسى )

بعضى از زخم و خون شهادت رقت مىكنند و بعضى از شهادت اطفال و بعضى از اسيرى زنان بىطاقت مىشوند و بعضى از بيمارى و رنج سفر الى غير ذلك . الا لعنة اللّه على القوم الظّالمين . مطلب هفتم در طريقه دعوت به سوى توحيد و محبت و بيان محبت نفس امّاره و آنچه فطرى است از اقسام محبّت . قال اللّه تعالى فى سورة يوسف ( ع ) أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي 92 : بگو اين است راه من كه دعوت مىكنم به سوى خدا از روى بصيرت ، من و آن كه متابعت كرد مرا ، يعنى امير المؤمنين . و فى الصافى اى الدّعوة الى التّوحيد و عن الباقر ( ع ) علىّ اتّبعه 93 يعنى انّ قوله أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ بيان لقوله هذِهِ سَبِيلِي و ان المراد من الموصول امير المؤمنين ( ع ) . 94 توحيد را درجات بسيارى است و مقابل هر درجه شركى است و اول درجه توحيد كامل همان مقام محبت است ، چه دانستى كه تا به مقام محبت كسى نرسيده چشم از غير او نپوشيده لا اقل خود را مىبيند و چون خود را ديد پى خواهش خود هم خواهد گاهى رفت و اين شرك است كما قال تعالى أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ 95 : آيا ديدى آن را كه هوى و هوس خود را خداى خود قرار داد و از پى بىآن دراز شد . اما طريقه دعوت به سوى توحيد و محبت و طريق هدايت از روى بصيرت همان است كه خود آن بزرگوار و ساير انبياء ( ع ) كردند و حكماء و علماء از ايشان گرده برداشتند و آن اين است كه گاهى از عالم فرق و كثرت و از مقدمات به سوى نتيجه بايد رفت كه اول گفته شود كه آن مقدماتى كه تو را به فلان نتيجه رساند اين و آن است ، و گاهى از عالم غرق و جمع و از نتيجه به سوى مقدمات بايد رفت كه اول گفته شود اين نتيجه از فلان مقدمات حاصل شود . و ما طريقه دوم را گرفتيم كه اول ذكر ثمرات و فوائد محبت فى الجمله كرديم و مستمعين را به شوق انداختيم حال بعون اللّه مىرويم سر مقدمات و كيفيت تحصيل وى . بدان كه محبت فرع اعتقاد است و اعتقاد فرع معرفت است و معرفت فرع تصفيه نفس است . چه آينه تا از زنگ و كدورات پاك نشود صورت ننمايد و صفحه تا از نقش و رنگى پاك نشود نقش و رنگ ديگر نپذيرد و جميع صفات رذيله زنگ و كدورت است ، تا